غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

86

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

داده است . وى ابتدأ نفس را به عنوان يك جنس واحد ، به سه قسم : نباتى ، حيواني وانساني تقسيم وهريك را تعريف مىكند . نفس نباتى را شامل سه قوه : غاذيه ، منميه ومولده دانسته وآنگاه به شرح قواى نفس حيواني مىپردازد . نفس حيواني را علاوة بر قواى يادشده داراى دو قوهء ديگر مىداند : 1 - قوهء مدركه دريابنده ، 2 - قوهء محركه حركت‌دهنده آنگاه توضيح مىدهد كه نيروهاى دريابندهء انسان بر دو قسمند : حواس ظاهر وقواى باطن . وقواى باطني در نظر وى پنج قوه است : 1 - حسّ مشترك ، 2 - خيال ، 3 - وهم ، 4 - متصرفه ، 5 - ذاكره . از اين پنج قوه ، دو قوهء حسّ مشترك ووهم دريافت‌كننده‌اند ودو قوهء ديگر ، يعنى : خيال وذاكره ، قوهء دريافت‌كننده را براي حفاظت ونگهدارى مفاهيم كمك مىكند . حسّ مشترك در تجويف اوّل مغز جاى دارد وهمهء صورتهايى را كه در حواس پنجگانه نقش مىبندد ، درمىيابد وبه اين جهت حسّ مشترك مانند حوضي است كه از پنج نهر مختلف به آن آب مىرسد . خيال يا مصوره ، صورتهايى را كه حسّ مشترك از حواس پنجگانه گرفته است ، نگهدارى مىكند وبعد از پنهان شدن محسوسات باز آن صور در اين قوه محفوظ مىماند . قوهء وهم ، دريافت‌كنندهء معاني جزئي نامحسوس است وقوهء متصرفه نيروئى است كه در صورتهايى كه در خيال ومعاني جزئي نامحسوس كه در ذاكره است تصرف مىنمايد . وبالآخرة قوهء ذاكره نيروئى است كه معاني جزئي نامحسوس را نگهدارى مىكند ونام ديگر آن حافظه است . النجاة ، القسم الثاني ، 158 والإشارات والتنبيهات ، نمط سوّم ، فصل نهم علامهء حلّى در شرح حكمة العين پنج قوه يا حواس باطني را به صورتي واضح‌تر بيان داشته‌اند كه با بيانات غياث الدين نزديكى بيشترى دارد . ايشان قواى مدركهء باطني را به پنج قوهء حسّ مشترك ؛ خيال - قوهء حافظهء حسّ مشترك ؛ وهم - قوهء درك معاني جزئي ؛ حافظه - حافظهء وهم ومخيّله تقسيم كرده است . ايضاح المقاصد 385 - 383 ملا صدرا نيز پس از ذكر أنواع قواى نفس با همين تقسيم مزبور مىنويسد :